جمع بندی از مؤلفه های اومانیسم
جمع بندی از مؤلفه های اومانیسم
عصر روشنگری
2. . اعتقاد به عقل، شک گرایی، روش علمی به عنوان ابزار مناسب برای کشف حقیقت و ساختن جامعه انسانی؛
3. بر شمردن عقل و اختیار به عنوان ابعاد بنیادی وجود انسان؛
4. اعتقاد به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبنای خود مختاری و برابری اخلاقی؛
5. اعتقاد به جامعه باز و تکثر گرا؛
6. تأکید بر دمکراسی، به عنوان بهترین تضمین کننده حقوق انسانی در برابر اقتدار فرمانروایان و سلطه جویی حاکمان؛
7. التزام به اصل جدای نهاد های دینی از دولت؛
8. پرورش هنر مذاکره و گفگو، به عنوان ابزار حل تفاوت و تقابل فهم های مختلف؛
9. اعتقاد به این مطلب که تبیین جهان بر پایۀ واقعیات ماورای طبیعی و توجه به یک جهان غیر دنیوی و برای حل معضلات بشری،تلاشی است برای ضعیف وبی ارزش کردن عقل انسانی. جهان موجود خود پیدایش و انسان نیز بخشی از همین جهان طبیعت است که بر اساس یک فرایند تحولی پدید آمده است.
10. اعتقاد به اینکه تمام ایدیولوژی ها وسنت ها اعم از دینی، سیاسی یا اجتماعی، باید توسط انسان ارزش گذاری شود؛ نه اینکه صرفاً بر اساس ایمان پذیرفته شود؛
11. جستجوی دائیم برای حقیقت عینی و ملموس؛ با درک و اعتراف به این که شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراکهای ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد؛
12. اعتقاد به اینکه اومانیسم جانشین و بدیلی واقع بینانه و معقول برای الهیات نا امید کننده و ایدئولوژیهای زیان آور است؛ زیرا با اعتقاد به اومانیسم، خوش بینی؛ امید، حقیقت طلبی، تساهل و بردباری، عشق،ت رحم ودلسوزی، زیبایی، عقل گرایی بجای بد بینی، یأس، جزمیت، گناه، خشم و نفرت، تعصبات، ایمان کورکورانه و غیر اخلاقی حاکم می گردد.
در این میان عناصرومؤلفه هایی چون "بی همتایی فرد انسانی "خرد"،"روش علمی " هستۀ مرکزی و کانون اومانیسم را تشکیل می دهند.
اقسام اومانیسم
با توجه به سیر تاریخی و نیز عرصۀ فعالیت و تأثیر گذاری آن، می توان انواع مختلفی برای اومانیسم بر شمرد.
1- اومانیسم ادبی(Literary Humanism) دلبستگی به ادبیات و علوم انسانی یا فرهنگ ادبی.
2- اومانیسم رنسانسی (renaissance humanism) تکیه بر برنامه آموزشی که در اواخر قرون وسطا و پس از آن، همراه با احیای نوشته های کلاسیک، گسترش یافت. در این زمان دوباره اعتماد به انسان برای تعیین صدق یا کذب امور، پدید می آید.
3- اومانیسم فلسفی(philosophical humanism) مجموعه ای از مفاهیم و نگرشها راجع به ماهیت، ویژگیها،تواناییها، تعلیم وتربیه، و ارزشهای اشخاص انسانی. دو نوع اومانیسم مسیحی و اومانیسم جدید در ذیل این نوع اومانیسم گنجانده می شود.
4- اومانیسم مسیحی(Christian humanism) فلسفه ای که خود ازشگوفایی انسان در چارچوب اصول مسیحی جانبداری می کند.
5- اومانیسم جدید (Modern humanism) این نوع اومانیسم به نامهای اومانیسم ناتورالیستی، اومانیسم علمی، اومانیسم اخلاقی و اومانیسم دمکرات نامیده می شود. در تعریف آن گفته شده است : فلسفه ای که هر گونه موجود مافوق طبیعی را طرد می کند و عمدتاً بر عقل و علم، دمکراسی و رحم و عطوفت انسانی تکیه می کند. اومانیسم جدید نیز منشأ دوگانه دارد؛ هم منشأ دینی و هم منشأ دنیوی. البته از دین در این معنا، معنای گسترده تر از دینهای رسمی الاهی منظور می شود از این رو می توان گفت که دو نوع دیگر اومانیسم دینی و سکولار در ذیل اومانیسم جدید قرار می گیرند.
6- اومانیسم دنیوی گرا (secular humanism) این نوع اومانیسم، محصول عقل گرایی عصر روشنگری در قرن هجدهم و نیز آزاد اندیشی قرن نوزدهم است. امروزه بسیاری از گروهای اومانیستی نظیر انجمن اومانیست دمکراتیک، سکولار و اتحادیه عقل گرایان آمریکایی، فیلسوفان و دانشمندان دانشگاهی از این نوع فلسفه حمایت می کنند.
7- اومانیسم دینی ( religious humanism) بسیاری از جماعت های توحید گرا و کل گرای مسیحی و همه گروهای که فرهنگ وابسته به اخلاق را ترویج می کنن؛ خود را اومانیست دینی می نامند اومانیسم دینی دیدگاه مشترک با اومانیسم سکولار دارد. تنها تمایز عمد ه آنها، در تعریف دین و وظیفۀ دین است. اومانیسم دینی، تعریف کار کردی از دین ارائه می دهد؛ دین چیزی است که نیازهای فردی و اجتماعی انسانهای را که از یک جهان بینی فلسفی برخوردارند، برآورده می سازد. همچنان که گذشت، گرایشهای اومانیستی از جهتی نیز به دو گرایش فرد گرا و جمع گرا نیز تقسیم می شود.
با توجه به سیر تاریخی و نیز عرصۀ فعالیت و تأثیر گذاری آن، می توان انواع مختلفی برای اومانیسم بر شمرد.
1- اومانیسم ادبی(Literary Humanism) دلبستگی به ادبیات و علوم انسانی یا فرهنگ ادبی.
2- اومانیسم رنسانسی (renaissance humanism) تکیه بر برنامه آموزشی که در اواخر قرون وسطا و پس از آن، همراه با احیای نوشته های کلاسیک، گسترش یافت. در این زمان دوباره اعتماد به انسان برای تعیین صدق یا کذب امور، پدید می آید.
3- اومانیسم فلسفی(philosophical humanism) مجموعه ای از مفاهیم و نگرشها راجع به ماهیت، ویژگیها،تواناییها، تعلیم وتربیه، و ارزشهای اشخاص انسانی. دو نوع اومانیسم مسیحی و اومانیسم جدید در ذیل این نوع اومانیسم گنجانده می شود.
4- اومانیسم مسیحی(Christian humanism) فلسفه ای که خود ازشگوفایی انسان در چارچوب اصول مسیحی جانبداری می کند.
5- اومانیسم جدید (Modern humanism) این نوع اومانیسم به نامهای اومانیسم ناتورالیستی، اومانیسم علمی، اومانیسم اخلاقی و اومانیسم دمکرات نامیده می شود. در تعریف آن گفته شده است : فلسفه ای که هر گونه موجود مافوق طبیعی را طرد می کند و عمدتاً بر عقل و علم، دمکراسی و رحم و عطوفت انسانی تکیه می کند. اومانیسم جدید نیز منشأ دوگانه دارد؛ هم منشأ دینی و هم منشأ دنیوی. البته از دین در این معنا، معنای گسترده تر از دینهای رسمی الاهی منظور می شود از این رو می توان گفت که دو نوع دیگر اومانیسم دینی و سکولار در ذیل اومانیسم جدید قرار می گیرند.
6- اومانیسم دنیوی گرا (secular humanism) این نوع اومانیسم، محصول عقل گرایی عصر روشنگری در قرن هجدهم و نیز آزاد اندیشی قرن نوزدهم است. امروزه بسیاری از گروهای اومانیستی نظیر انجمن اومانیست دمکراتیک، سکولار و اتحادیه عقل گرایان آمریکایی، فیلسوفان و دانشمندان دانشگاهی از این نوع فلسفه حمایت می کنند.
7- اومانیسم دینی ( religious humanism) بسیاری از جماعت های توحید گرا و کل گرای مسیحی و همه گروهای که فرهنگ وابسته به اخلاق را ترویج می کنن؛ خود را اومانیست دینی می نامند اومانیسم دینی دیدگاه مشترک با اومانیسم سکولار دارد. تنها تمایز عمد ه آنها، در تعریف دین و وظیفۀ دین است. اومانیسم دینی، تعریف کار کردی از دین ارائه می دهد؛ دین چیزی است که نیازهای فردی و اجتماعی انسانهای را که از یک جهان بینی فلسفی برخوردارند، برآورده می سازد. همچنان که گذشت، گرایشهای اومانیستی از جهتی نیز به دو گرایش فرد گرا و جمع گرا نیز تقسیم می شود.
برچسبها: اومانیسم

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی